نيروي‌ جاذبه‌ را نيوتن كشف‌ كرد و زمينۀ اين‌ كشف‌  هم‌ نشستن‌ او زير درخت‌ سيب‌ و افتادن‌ سيب‌ از درخت‌ است و او حدس‌ زد كه‌ يك‌ كشش‌ دائمي‌ بين‌ اجسام‌ عالم‌ وجود دارد. و آزمايشهاي‌ بعدي‌، صحَّت‌ اين‌ نظريّه‌ را تأييد كرد. ولي‌ اگر به‌ قرآن‌ كريم‌ مراجعه‌ كنيم‌ مي‌بينيم‌  قرآن در چهارده‌ قرن‌ قبل‌ به‌ وجود اين‌ نيرو در جهان‌ خلقت‌ اشاره كرده است:

«اَللهُ الَّذِي‌ رَفَعَ السَّمَواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا...»

‌ «معبود برحق‌ خدائي‌ است‌ كه‌ موجودات‌ آسماني‌ را با ستوني‌ كه‌ شما آن‌ را نمي‌بينيد برافراشت‌.»   سوره ي رعد/آيه 2

در اين‌ آيه‌ تصريح‌ شده‌ كه‌ كرات‌ آسماني‌ به‌ وسيلۀ ستونهاي‌ نامرئي‌ كه‌ همان‌ نيروي‌ جاذبۀ عمومي‌ است‌، برقرار شده‌اند.

در آیه 10 سوره مبارکه لقمان نیز میفرماید: «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا». بر اساس تفسیر صحیح از آیت «بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا» که به معنای «ستونهای نامرئی» است، این چیز نامرئی مایه برافراشتگی آسمانها معرفی شده است. این ستونهای عظیم غیر قابل رؤیت، میتواند به وضوح اشاره به نیروی جاذبه باشد که مابین تمام کرات آسمانی برقرار است و مایه نگهداری آنها است.

در آیه 41 سوره فاطر نیز سخن از نگهداری آسمان و زمین به وسیله خداوند است که بر اساس نظام علت و معلول حاکم بر جهان، میتواند از طریق قانون جاذبه عمومی حاصل شود. در این آیه میخوانیم: «إِنَّ اللَّهَ یمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ»؛ همانا خداوند آسمان و زمین را نگاه میدارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگه نمیدارد.

از این آیه نیز می توان جاذبه عمومی را هم در زمین و هم در آسمان به دست آورد.